خبر و رسانه های دولتی
در جوامع در حال توسعه كه عامّه مردم رغبت چندانی به مطالعه نشان نمیدهند و یا فرهنگ مطالعه، كتابخوانی و خرید روزنامه و نشریه در سبد كالای مصرفی روزانه به چشم نمیخورد و لذت فكری در آخرین مراتب بهرهمندی از مواهب الهی قرار دارد، رسانههای دیداری و شنیداری، نقش ویشنو خدای هندوها را خواهد داشت كه با هزاران هزار دست، نبض افكار عمومی را در اختیار خواهند داشت. اهمیت این نقش بویژه در خبر و اطلاعرسانی در زندگی روزمره جوامع دنیای سومی، به این دلیل دوچندان میشود كه امکان دسترسی عموم مردم به رسانههای نوشتاری (مکتوب) کمتر از کشورهای توسعهیافته است. اما از آنجایی كه مسئولیت رسانههای فراگیری چون رادیو و تلویزیون برعهده دولت و یا در اختیار نهادهای وابسته به دولت قرار میگیرد، ویشنوها مناسبترین و دقیقترین مجرای اطلاعرسانی خواهند بود كه صداها را از پایین به بالا و از بالا به پایین خواهند رساند. به عبارت دیگر بُعد تأثیرگذاری و نفوذ رسانههای صوتی و تصویری بر افکار عمومی در چنین جوامعی به اندازهای است که کسب خبر و داوری در مورد رویداهای جاری و مسایل اجتماعی و سیاسی و چگونگی وضعیت اقتصادی نظامهای سیاسی کمابیش از مجرای این رسانهها و از راه شنیدن رادیو و تماشای تلویزیون انجام میگیرد. بنابراین رسانههای گروهی به تناسب درجه اهمیت و فراگیری آنها میتوانند نقشی مفید یا مُخَرب در فرایند شکلگیری جامعهی مدنی داشته باشند.
این روند بویژه در مورد كشورهای در حال گذار كه در معرض تهاجم امواج الكترونیكی و وارداتی سازندگان ویشنویهای ابرقدرت غیرملموس و مجازی هستند، از چنان درجه اهمیتی برخوردار است كه شهروندان این جوامع روزانه حداقل هشت ساعت وقت مفید خود را به فهم و مزه مزه كردن پیامهای ارسالی رسانهها معطوف میكنند. در این سیستمها همه سازوكارهای اعتمادساز بر تأیید این پیامها استوار است و این رسانهها نیز بخشی و در بعضی مواقع همه اعتماد سیستم را به خود اختصاص میدهند. روند تهاجم همهجانبه پیامها زمانی دست و پای ویشنوهای محلی و بومی را خسته خواهد كرد كه نفسكشیدن بدون دیدن و شنیدن اخبار و اطلاعات دنیای از ما بهتران و ساختگی ابرقدرتها ممكن نباشد.
از سوی دیگر گسترش فضای مطبوعاتی و انتشاراتی آنهم در قالب و اندازههای الكترونیكی كه با كمترین هزینه قدرت انتخاب مشتریان خبری را چندبرابر نموده است و همچنین گسترش و همهگیرشدن برنامههای ماهوارهای در حد و اندازههای سلیقه مخاطبان جهانی و محلی چنان دنیای اعداد، مفاهیم و نمادهای متفاوتی در ذهن خسته مصرفكنندگان، با تكنیك و تاكتیكهای جذاب ایجاد كرده كه صواب از ناصواب، سره از ناسره، درست از غلط، امروزه نیازمند به كارشناسانی از اهالی فرهنگهای خودی دارد. بنابراین خبر و اطلاعرسانی آنهم از نوع رسانه دولتی باید در حد و اندازه ذائقههای جهانی با معیارهای بومی ایفای نقش نماید.
باید اخبار و اطلاعاتی ساخته و پرداخته شود كه كودكان امروز و فردای ما به جای باور كردن عروسكهای كارخانه عروسكسازی، دنیای خندهشان را از رسانه رادیو تلویزیون مزه مزه كنند. به عبارت دیگر، دیگر نمیتوان مانند گذشته براساس ادبیات رسانهای، گوناگونی مطبوعات و گسترش انتشار نشریات متنوع و متفاوت را توسعه فرهنگی در هر جامعهای دانست و تصور كرد توسعهی فرهنگی (در معنای موسع آن) دربرگیرندهی گشایش و گسترش گفتوگوهای فلسفی و فرهنگی و ادبی و هنری است و چشم امید به رشد خودآگاهی جمعی، و زمینهساز توسعهی سیاسی و اقتصادی و شتاببخشِ پیشرفت دانشهای گوناگون داشت زیرا گامنهادن در صحنه رقابت ناخواسته رسانهای، با ابررسانه دیداری و شنیداری نیازمند سینهای فراخ و با تجهیز عدهای فرهیخته است تا بتوان در كاركرد رسانهای سیستم برای شناسایی دشمنان بالقوه و ارائه الگوهای معیار سرافراز از میدان به در آمد. رسانههای گروهی كارآمد، رسانههایی هستند كه در ابعاد جهانی و محلی، بخش عمدهای از فضاهای شهروندان را به خود اختصاص میدهند و میتوانند با ارائه مناسبترین اخبار در بهترین زمانها (وقتهای طلایی) بهعنوان رکنی اساسی در کنار سایر اركان و قوای موجود در هر سیستمی ایفای نقش كنند.
