تبليغاتX
ماهنامه تخصصی افق

ماهنامه تخصصی افق

ماهنامه تخصصی افق ویژه خبر

What Newsroom Leaders Need to Start - and Stop - Doing Now

Here are Porter's main points:

What Newspaper Leaders Must Start Doing Today

  • Start pointing ahead
  • Start talking More
  • Start listening even more
  • Start being less impatient
  • Start being more persistent
  • Start crying wolf - and meaning it (make sure that your newsroom knows that change is mandatory)

 

What Newspaper Leaders Must Stop Doing Today

  •  Stop the bullplop about time - "Lack of time? Sorry, that's a proxy for lack of will"
  • Stop using the First Amendment as an anchor - "It is the principles of journalism that are important, not the form in which they are practiced."
  • Stop singing the pay your dues blues - The average age of a newsroom employee is 41; newsrooms need more young people.
  • Stop thinking that listening to readers dumbs down the paper - the paper is published for readers, thus it must be presented the way that they desire
  • Stop pretending that the "newspaper" is about paper - move newsroom operations online
  • Stop using old blueprints for new resources - "Change produces anxiety, but it is the role of leadership to guide employees through uncertainty and toward success."
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 9:30  توسط مصطفی ملکی  | 

ابزارهای نوین برای دسترسی به اخبار

شبکه های خبری حرفه ای در جهان علاوه بر اطلاع رسانی از طریق وب سایت خود، سرویس و خدمات دیگری را نیز برای مخاطبین خود راه اندازی کرده اند  که در اینجا به برخی از این خدمات اشاره می شود: ادامه
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 8:7  توسط مصطفی ملکی  | 

کیفیت، سنگین‌تر از کمّیت (گفت و گو با دکتر محمد سلطانی‌فر)

l ضمن تشکر از قبول دعوت ماهنامه برای شروع بحث لطفاً مدیریت خبر را تعریف کنید و بفرمایید شناخت مخاطب در این مقوله چه جایگاهی دارد؟

آنچه در گذشته به عنوان مدیریت خبر مطرح بوده متفاوت از آن چیزی است که امروز به عنوان مدیریت در خبر مطرح است.

در گذشته کنترل اخبار و هماهنگی عوامل درون‌سازمانی و برون‌سازمانی در مسیر ارائه، توزیع و نشر خبر را مدیریت خبر می‌گفتیم. اما امروزه با توجه به تحولی که در رسانه ها بوجود آمده، نقش گیت‌کیپرها و یا دروازبانان خبری دیگر مثل گذشته پررنگ نیست و امروز با توجه به اینکه رابطه خبر و مدیریت خبری از رابطه کاملاً عمودی در گذشته به یک رابطه کاملاً افقی و همسان با مخاطبان تبدیل شده و یک رابطه تعاملی و دوطرفه جایگزین رابطه یک‌طرفه‌ای که در گذشته در مدیریت خبر حاکم بوده، شده است. دیگر مدیران خبری مثل گذشته صاحب اقتداری که در مدیریت خبر داشتند، نیستند.

در گذشته جریان یکسویه خبر از سوی تولیدکنندگان و مدیران اخبار بر مخاطبان حاکم بود و جریان خبر را آنها تعیین می‌کردند اما امروزه خوشبختانه جریان کاملاً دوسویه شده و مدیری که نتواند مخاطبش را بشناسد، دیگر مدیر نیست و نمی‌تواند اخبارش را به عنوان اخبار موثق به خورد مخاطب بدهد. به همین انگیزه امروزه باید اصل شناخت مخاطب را اصل ارزشمندی در مدیریت خبر بدانیم که خبر با چه  شرایطی و با چه زمینه‌ای در اختیار مخاطب باید قرار بگیرد و مخاطب در چه زمان و مکانی میزان گیرندگی و پذیرش را داراست.

و این را نباید فراموش بکنیم که اگر مدیر خبر  نتواند مخاطب را بشناسد و ساعت تأثیرگذاری، نحوه و وسیله تأثیرگذاری بر او را نشناسد، چون دیگر مونوپلیزه بودن خبر مطرح نیست، مخاطب  به راحتی می‌تواند خبر موردنیازش را از کانالهای دیگر خبری تأمین کند. به همین انگیزه مدیران خبر باید درک کنند که شرایط مدیریتی‌شان با شرایط گذشته کاملاً تفاوت کرده و به خاطر این تغییر، مخاطب دیگر مخاطب منفعل نیست؛ مخاطب دیگر پذیرنده محض نیست. مخاطب موقعی می‌پذیرد که خبر، شرایط و ویژگیها و نیازش را تأمین کند. درغیراین‌صورت منبع را عوض می‌کند و به شکل دیگر  به سراغ یک منبع دیگر می‌رود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 18:21  توسط مصطفی ملکی  | 

طراحی خبر بر پایه سناریوهای آینده‌گرا و آینده‌پژوه

مدل نوین طراحی خبر می‌تواند مدلی استراتژیک و بر پایه سناریوهای آینده‌گرا و آینده‌پژوه طراحی شود. برنامه‌ریزی یک جریان خبری بر پایه سناریوهای آینده‌گرا، خبررسانی را به فراسوی روشهای سنتی برده و افکار مخاطبان رسانه مدّنظر را برای مواجهه با رویدادهای بالقوه آینده آماده می‌سازد. با این شیوه مدیران خبری برتر و موفق تأثیرات رویدادهای بالقوه آینده را تشخیص داده و درباره نحوه آمادگی بهتر دربرابر این رویدادها تفکر و ارائه اطلاعات و دانش می‌کنند.

براساس ضرورتهای عصری که در آن به سر می‌بریم، کانونهای خبری لازم است سبک آینده‌پژوهی را به عنوان چشم‌انداز نوین آگاهی‌رسانی در قالب اخبار درنظر گیرند. جریان‌سازیهای نوین خبری، در پی ترویج فرهنگ آینده‌شناسی و گسترش کانونهایی هستند که نگاه افراد را به آینده معطوف می‌کنند. ادوارد کورنیش، بنیانگذار و رهبر انجمن آینده جهان، مهمترین هدف از آینده‌شناسی را به این صورت خلاصه می‌کند: درک کنیم که با تداوم روندهای امروز، در آینده چه روی خواهد داد و تصمیم بگیریم که آیا چنین آینده‌ای برای ما مطلوب است یا نه؟ و اگر نیست، بکوشیم تا آن را تغییر دهیم.

فرهنگ آینده‌شناسی با هنجارها و ارزشهای متفاوتی سروکار دارد. به عنوان مثال:

- شمّ فرصت‌شناسی افراد را تقویت می‌کند.

- آینده را به طور بالقوه، بزرگتر و با شکوهتر از امروز جلوه‌گر می‌سازد.

- بر مسئولیت افراد، دولتها و سازمانها در خلق آینده خویشتن تأکید می‌کند.

- مردم را از نظر روانی با درهای بسته مشکلات روبرو نمی‌کند. حتی در درون مشکلات توان‌فرسا نیز به دنبال فرصتهای جدید می‌گردد.

- مدیران را تشویق می‌کند که از لاک مدیریتی خود خارج شده و در فضای دل‌انگیز رهبری گام بردارند. (مدیران به طور سنتی با مشکلات درگیر می‌شوند اما رهبران به کشف فرصتها می اندیشند).

- به افراد می‌آموزند که ما امروز را برای حل و فصل مشکلات گذشته، از نیاکان خود به ارث نبرده‌ایم؛ بلکه آن را برای ساختن آینده از آیندگان وام گرفته‌ایم. ازاین‌رو مردم را به سرنوشت آیندگان حساس می‌کند. (ادامه در ماهنامه افق شماره ۵۷-۵۶)

رها خرازی آذر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 18:11  توسط مصطفی ملکی  | 

رابطه «معماری» و «مدیریت» و برنامه‌ریزی و...

«معماری»، بحثِ «کهنسالِ بسیار تازه‌ای» است که زلزله در ارکان وجودی کسانی ایجاد می‌کند که عادت کرده‌اند «تنبل» باشند: از تنبلی جسمی و فیزیکی (بی‌تحرکی و پشت میز نشینی) گرفته تا تنبلی روحی (کسالت) و تنبلی فکری (دشمنی با تحول و نوآوری) که بزرگترین و مخربترین تنبلی است.

در این مبحث فرصتی برای پرداختن به این بُعد از معماری نیست؛ تنها به مفهومی که در این نوشتار مدّنظر است روزنه‌ای باز می‌کنیم:

سالیانی قابل توجه است که بحثی تحت عنوان «مدیریت» و تقریباً همزمان با آن «رهبری» به شکل امروزین و آکادمیک، مطرح می‌شود. در دهه گذشته بحث دیگری به این حوزه افزوده شد: «مربی‌گری»

و تازه‌ترین بحث همین «معماری» خود ما است. البته به باور نگارنده معماری، تکامل و تعمیق و توسیع «مدیریت و رهبری و مربی‌گری» است.

در پیش‌درآمد بحث باید گفت مدیریت به عنوان پایه این مباحث به چه معانی در خبر کاربرد دارد:

در ساده‌ترین نگاه، کار مدیریت و کار مدیران را «POSDCORB» دانسته‌اند. به دیگر زبان؛ «برنامه‌ریزی، سازماندهی، کار با نیروی انسانی، هدایت، کنترل، گزارش و بودجه‌بندی» اساس مدیریت است. در معماری نیز چنین است؛ البته بسیار گسترده‌تر.

«مدل معماری خبر» همه ابعاد فوق را به زبان خبر و زبان رسانه راهبردی می‌کند. می‌توان به راحتی به اجزای مدیریت و برنامه‌ریزی در خبر به شکل آکادمیک پرداخت؛ اما این مقاله از در دیگری وارد بحث می‌شود: کاربرد آن حرفهای آکادمیک و پژواک تجارب صحنه در «مدل معماری خبر» (ادامه در ماهنامه افق شماره ۵۷-۵۶)

عطاءا... ابطحی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 18:5  توسط مصطفی ملکی  | 

کتابهای علوم ارتباطات

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت 14:49  توسط مصطفی ملکی  | 

تعدادی کتاب و مقالات فارسی درخصوص مدیریت و برنامه ریزی خبر

l درآمدی بر ویراستاری و مدیریت اخبار، هادی خانیکی. – تهران: دانشگاه علامه طباطبایی؛ دانشکده علوم اجتماعی، 1372، 25ص.

l مهندسی خبر، حجت‌ا... عباسی. - ]بی‌جا[ : ]بی‌نا[، ]بی‌تا[. 24 ص. : نمودار.

l نقش اطلاعات در مدیریت بحران: درآمدی بر درک محور دوقطبی تولیدکننده – مصرف‌کننده اطلاعات / شاون پی. مک کارتی، ترجمه و مقدمه محمدرضا تاجیک. – تهران: فرهنگ گفتمان، 1381.

l ویراستاری و مدیریت اخبار، نگارش قربانعلی پورمرادیان، بیژن نفیسی. – تهران: دانشگاه آزاد اسلامی (تهران)، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه علوم اجتماعی، 1372. 77ص.

مقالات

l «اخبار تلویزیونی»، همایون منصوری، پژوهش و سنجش، دوره 8، ش 27 (پاییز 80): 295-306.

l «اخبار سیما و خبر مطلوب». تژا میرفخرایی، پژوهش و سنجش، ش19، 20 (پاییز و زمستان 78): 507-488.

l «استفاده از قدرت جادویی رسانه: با مجری برنامه گفتگوی ویژه مرتضی حیدری». مهدی غلامحیدری، روزنامه جام جم، ش1433 (28 اردیبهشت 84): 5.

l «برنامه‌های خبری و شیوه‌های ارائه آن». سیمون کتله؛ ترجمه اکبر صادقی، معصومه عصام، پژوهش و سنجش، ش 11 (بهار 76): 31-26.

l «تأیید بر جایگاه ویژه خبر رسانه‌های دیداری – شنیداری: جذابیت خبری در تلویزون». الهام اله یاری کوکلانی، روزنامه جام جم، دوره 4، ش. 86 (22 اردیبهشت 82): 5.

l «تفاوت در نحوه دیدن برنامه‌های خبری: تأثیر هدف‌پردازی و خبرگی بر چگونگی ارزیابی بازیگران سیاسی». دیوید توکس بری؛ ترجمه محمدعلی حکیم آرا، رادیو و تلویزیون، ش پ ش 3 (پاییز 80): 100-73.

l «حبس اخبار در رسانه‌های ملی جذب مخاطبان به رادیوهای خارجی (1)». فرحناز هاشمی، روزنامه همشهری، دوره 8، ش 2053 (26 بهمن 78): 12.

l «حبس اخبار در رسانه ملی, جذب مخاطبان به رادیوهای خارجی (2- قسمت آخر: راه حل؛ آزادی مطبوعات و جامعه چندصدایی)». فرحناز حیدری، روزنامه همشهری، دوره 8، ش 2054 (27بهمن 78: 12.

l خبر و ارزشهای مشترک جامعه». تژا میرفخرایی، روزنامه همشهری، دوره 9، ش 2557 (19 آبان 80): 6

l «خبرهایی که دست را می‌سوزاند: آیا مفهومی به نام خبر سوخته وجود دارد». مصطفی قوانلو قاجار، روزنامه شرق، ش 398 (4 بهمن 83): 13.

l «داستانهای ناتمام». جک روزنتال، ترجمه علیرضا عبادتی، روزنامه شرق، ش275 (5 شهریور 83): 13.

l «درباره مدیریت رسانه». ناهید کاتبی، پژوهش و سنجش، دوره 7، ش23، 24 (پاییز و زمستان 79): 86-75.

l «در حاشیه راه‌اندازی آزمایشی شبکه خبر تلویزیون (1): ضرورت رشد کمّی و کیفی اخبار و گزارشهای خبری داخلی و خارجی تلویزیون». روزنامه اطلاعات، ش 21782 (6 آذر 78): 5.

l «دروازه‌بانی در رسانه‌های خبری جهان؛ از آغاز تا روزگار اینترنت». یونس شکرخواه، روزنامه ایران، ش 1834 (31 خرداد 80): 6.

l «دور از تحولات چشمگیر جهان: بررسی وضعیت مطبوعات و خبرگزاری در برنامه چهارم توسعه و ارزیابی جایگاه رسانه در سه برنامه توسعه». ترانه بنی یعقوب، فرهنگ و پژوهش، ش 130 (8 دی 82): 8-6.

l «دیپلماسی رسانه‌ای (1)». تژا میرفخرایی، روزنامه همشهری، ش 2537 (28 مهر 80): 6.

l «دیپلماسی رسانه‌ای (2): مدیریت خبر و بسیج افکار عمومی». تژا میرفخرایی، روزنامه همشهری، ش 2538 (29 مهر 80): 6.

l «رسانه‌های برزیل در سراشیبی سقوط». کارین پتی و ریچارد آدامه، سروش، دوره 25، ش 1143 (5 مهر 82): 33-32.

l «رقابت برای خبرسازی و خبرگویی: سومین جشنواره برنامه سیاسی در انتها». جابر تواضعی، روزنامه جام جم، ش 1161 (16 خرداد 83): 7.

l «روابط عمومی و تحول در بحران مدیریت». مریم خوش‌چهره، روزنامه جوان، دوره 5، ش 1171 (28 فروردین 82): 8.

l «روزنامه‌نگاری، علم و تجربه واژه و تصویر را باید شناخت». حسین قندی، رسانه، ش1 (بهار74): 23-14.

l «شبکه خبری بی‌بی‌سی در یک نگاه». ایرج سبقتی، افق، ش44 (مرداد82): 29-25.

l «کارگردانی خبر». حجت‌ا... عباسی، افق، ش49 (دی82): 27-20.

l «کارهای روزمره میز خبر». جان. آر. هاکمولر، پژوهش و سنجش، دوره8، ش27 (پاییز80): 231-215.

l «گفت‌وگو با محمدرضا حیاتی (1): پیامها را من می‌خوانم». هدی ایزدی، حامد یوسفی، روزنامه شرق، ش265 (25 مرداد 83): 1.

l «گفت‌وگو با محمدرضا حیاتی (2-قسمت آخر): گوینده جلو دوربین نباید موضع سیاسی بگیرد». روزنامه شرق، ش267 (27 مرداد 83): 1.

l «مدیریت بحران: علل شکست و موفقیت». مایکل رجیسترو، جودی لاریکن، هنر هشتم، دوره 6، ش24 (زمستان 80): 17-12.

l «مدیریت خبر را می‌شناسید: شکل نوینی از مدیریت در عرصه جهانی». روزنامه اعتماد، ش391 (28 مهر 82): 11.

l «مدیریت خطهای قرمز». فرهاد محمودی، روزنامه فرهنگ آشتی، ش 131 (21 مرداد 82): 5.

l «مدیریت شایعه در روابط عمومی». نیکلاس دیفونزو، پراشانت بوردیا، تحقیقات روابط عمومی، ش14 (81): 43.

l «معماری خبر». عطاءا... ابطحی، افق، ش 53-52 (مهر – آبان 83): 239-213.

l «مهندسی خبر». حجت‌ا... عباسی، پژوهش و سنجش، دوره 8، ش 27 (پاییز 80): 320-307.

l «تعریف و محدودکردن مخاطب». علی‌اکبر قاضی‌زاده، روزنامه صدای عدالت، دوره 1، ش 98 (14 دی 80): 8.

l «نقش رسانه‌های گروهی در اطلاع‌رسانی و عوامل بروز بی‌اعتنایی مخاطب نسبت به خبر». داوود نعمتی انارکی، پژوهش و سنجش، دوره 8، ش27 (پاییز 80): 214-197.

l «وظایف دبیر خبر رادیو، تلویزیون». رضا فاضل، سروش، ش 670 (27 آبان 72): 49-47.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 19:0  توسط مصطفی ملکی  | 

بُعد مجهول صدا

براساس نوشته‌های موجود تاریخی ایران قدیم، از توصیه‌های جدی که خواجه نظام‌الملک به پادشاه وقت می‌کرد، استفاده از گودالهای مخوف و ترسناک برای تنبیه مخالفان پادشاه بود. اگرچه در نگاه نخستین استفاده از چنین روشهایی برای مجازات، روش تازه و نویی نبود و نیز با توجه به این که عمده مخالفان بیچاره زنده از این گودالها بیرون نمی‌آمدند تا اتفاقاتی که بر آنها رخ داده را به اطلاع شهروندان برسانند اما صداهای مخوف و وحشتناک حیوانات درنده و گرسنه‌ای که برای دریدن اعضای بدن انسانهای بیچاره لحظه‌شماری می‌کردند، چنان ترس و وحشتی را در میان جماعت شاهد بر این شیوه مجازات ایجاد می‌کرد که جسارت مخالفت با پادشاه را از نسلهای بعدی گرفته بود. چرا که در دنیای کودکی و حاضر این افراد چنان عقوبتی دلهره‌آفرین در ذهن آنها قرار داشت که حتی اجازه مخالفت را ولو به صورت غیرمستقیم و مخفی سلب می‌کرد.

این شیوه براساس تاریخ شفاهی کشورمان سینه‌به‌سینه تا زمانهای نه‌چندان دور مورداستفاده مادران برای تنبیه و تربیت کودکان بود؛ به گونه‌ای که هرگونه لجاجت و مخالفت دائمی کودکان را با وعده حبس در پستوهای مخوف منازل همراه با صداهای طبیعی باد و بوران پاسخ می‌دادند. وعده وجود حیوانات ماوراءالطبیعی و خشمگین موجب می‌شد که کودکان تحت تأثیر این نوع تربیت قرار گیرند. این درحالی است که اگر در شرایط مناسب قرار داشتند و فضای عادی این پستوهای معمولی که بیشتر از آنها برای کاربرد یخچالهای طبیعی استفاده می‌شد را حس می‌کردند، متوجه می‌شدند که نه از هیولا و نه از حیوان درنده‌ای خبری است که منتظر بلعیدن فرد خاطی باشد.

در ادبیات فنی رسانه در ارسال پیام از محل رویداد تا مخاطبان چه به صورت مستقیم و آشکار یا غیرمستقیم و پنهان، وجود عناصر صدا، تصویر و کانال ارتباطی بیشترین تأثیر را در سوگیری رفتار مخاطبان دارد. اما صدا به عنوان فرایند الزامی و ضروری در این روند ارتباطی چنان نفوذ و رسوخ در اعلام خبر یا ارسال پیام با همه حواشی آن دارد که اگر تصویر رویدادی را بدون صدا دریافت نماییم، ممکن است حداقل پیام را دریافت کنیم. اهمیت این روند به اندازه‌ای است که امروزه در مخابره اخبار و اطلاعات برای اینکه مخاطب همسویی و همراهی با رویداد را داشته باشد، توصیه می‌شود حتماً از صدای محیط یا حواشی رویداد نیز استفاده گردد زیرا ذهن انسان هنگامی که تصویر و صدا را با هم دریافت می‌کند، کمترین میزان خطا و احیاناً دستکاری اطلاعات را احساس خواهد کرد.

در این پروسه دو حواس بینایی و شنوایی که مکمل یکدیگر هستند، با حادثه یا رویداد همسویی و همخوانی پیدا می‌کنند اما اگر یکی از این دو حواس بویژه حس شنوایی را حذف کنیم، کمترین میزان اعتماد و پذیرش از سوی مخاطب همراه خواهد بود. پیروی از این احساس است که امروزه از آن به عنوان مستندسازی در برنامه‌های خبری و تلویزیونی یاد می‌کنند و در گذشته با هدف بیشترین میزان تأثیرگذاری از صداهای حوادث طبیعی که به عنوان احساسات ناآشنا و غریب برای انسانها تلقی می‌شد، استفاده می‌کردند.

بُعد دیگر اهمیت صدا، فرایند اطلاع‌رسانی لحظه به لحظه و دقیق از روند حوادث می‌باشد. به عبارت دیگر درصورت قطع احتمالی برنامه‌های خبری و گزارشهای تلویزیونی بار عمده اختلال در سیگنالهای پیام‌رسانی متوجه علائم صوتی به جای تصویری می‌باشد؛ چرا که با قطع تصویر می‌توان ادامه گزارش یا رویداد را ازطریق صدا پیگیری نمود اما با قطع ناگهانی صدا حداقل اعتماد نسبت به تصویر ایجاد می‌شود. این روند طبیعی به خاطر ماهیت ارتباطی خلقت انسان می‌باشد که عمده اطلاعات و خواسته‌های خود را در قالب عبارات مفهومی و کلامی ازطریق صوت یا اشکال صوتی منتقل می‌نماید و این روند اطلاع‌رسانی ازطریق علائم غیرکلامی و بصری کمترین میزان را دارد. شیوه عملیاتی اطلاع‌رسانی صوتی و تصویری طوری است که در صحنه‌های فیلمهای سینمایی شاهد هستیم کارگردانان تلاش دارند همه لحظات رویدادهای حساس را با همه کیفیتهای صوتی و صدای محیط همراه نمایند تا مخاطب احساس همگونی با محیط درون فیلم کند. استفاده از تکنولوژیهای جدید دیجیتالی تحت عنوان امکانات دالبی (Dolby) که اصوات را در قالب جلوه‌های سه‌بعدی به گونه‌ای استفاده می‌کنند که بینندگان یا شنوندگان، خود را جزئی از روند حوادث درون فیلم یا گزارش احساس نمایند، به همین دلیل می‌باشد. ادراک انسان در فهم و درک پدیده‌های دوبعدی و تخت به لحاظ جهل و ناآگاهی نسبت به بعد سوم یا مجهول پدیده موجب شده است گرایشی نسبت به روند حوادث با همه کمّ و کیف موجود در آن حادثه پیدا کند تا اینکه این روند ازطریق نقل قول مستقیم یا غیرمستقیم با واسطه ازطریق خبرنگار، گزارشگر و یا صدابردار ایجاد شود. ازاین‌روست که تجهیزات جدید صوتی سعی نموده است بُعد مجهول یا ناشناخته حوادث را بدون واسطه در اختیار مخاطبان قرار دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 18:40  توسط مصطفی ملکی  | 

یا اباعبدا...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 18:7  توسط مصطفی ملکی  | 

خبر و رسانه های دولتی

در جوامع در حال توسعه كه عامّه مردم رغبت چندانی به مطالعه نشان نمی‌دهند و یا فرهنگ مطالعه، كتابخوانی و خرید روزنامه و نشریه در سبد كالای مصرفی روزانه به چشم نمی‌خورد و لذت فكری در آخرین مراتب بهره‌مندی از مواهب الهی قرار دارد، رسانه‌های دیداری و شنیداری، نقش ویشنو خدای هندوها را خواهد داشت كه با هزاران هزار دست، نبض افكار عمومی را در اختیار خواهند داشت. اهمیت این نقش بویژه در خبر و اطلاع‌رسانی در زندگی روزمره جوامع دنیای سومی، به این دلیل دوچندان می‌شود كه امکان دسترسی عموم مردم به ‌رسانه‌های نوشتاری (مکتوب) کمتر از کشورهای توسعه‌یافته است. اما از آنجایی كه مسئولیت رسانه‌های فراگیری چون رادیو و تلویزیون برعهده  دولت و یا در اختیار نهاد‌های وابسته به ‌دولت ‌قرار می‌گیرد، ویشنوها مناسبترین و دقیقترین مجرای اطلاع‌رسانی خواهند بود كه صداها را از پایین به بالا و از بالا به پایین خواهند رساند. به عبارت دیگر بُعد تأثیرگذاری و نفوذ رسانه‌های صوتی و تصویری بر افکار عمومی در چنین جوامعی به اندازه‌ای است که کسب خبر و داوری در مورد رویداهای جاری و مسایل اجتماعی و سیاسی و چگونگی وضعیت اقتصادی نظامهای سیاسی کمابیش از مجرای این رسانه‌ها و از راه شنیدن رادیو و تماشای تلویزیون انجام می‌گیرد. بنابراین رسانه‌های گروهی به‌ تناسب درجه اهمیت و فراگیری آنها می‌توانند نقشی مفید یا مُخَرب در فرایند شکل‌گیری جامعه‌ی مدنی داشته باشند.

این روند بویژه در مورد كشورهای در حال گذار كه در معرض تهاجم امواج الكترونیكی و وارداتی سازندگان ویشنویهای ابرقدرت غیرملموس و مجازی هستند، از چنان درجه اهمیتی برخوردار است كه شهروندان این جوامع روزانه حداقل هشت ساعت وقت مفید خود را به فهم و مزه مزه كردن پیامهای ارسالی رسانه‌ها معطوف می‌كنند. در این سیستمها همه سازوكارهای اعتمادساز  بر تأیید این پیامها استوار است و این رسانه‌ها نیز بخشی و در  بعضی مواقع همه اعتماد سیستم را به خود اختصاص می‌دهند. روند تهاجم همه‌جانبه پیامها زمانی دست و پای ویشنوهای محلی و بومی را خسته خواهد كرد كه نفس‌كشیدن بدون دیدن و شنیدن اخبار و اطلاعات دنیای از ما بهتران و ساختگی ابرقدرتها ممكن نباشد.

از سوی دیگر گسترش فضای مطبوعاتی و انتشاراتی آنهم در قالب و اندازه‌های الكترونیكی كه با كمترین هزینه قدرت انتخاب مشتریان خبری را چندبرابر نموده است و همچنین گسترش و همه‌گیرشدن برنامه‌های ماهواره‌ای در حد و اندازه‌های سلیقه مخاطبان جهانی و محلی چنان دنیای اعداد، مفاهیم و نمادهای متفاوتی در ذهن خسته مصرف‌كنندگان، با تكنیك و تاكتیكهای جذاب ایجاد كرده كه صواب از ناصواب، سره از ناسره، درست از غلط، امروزه نیازمند به كارشناسانی از اهالی فرهنگهای خودی دارد. بنابراین خبر و اطلاع‌رسانی آنهم از  نوع رسانه دولتی باید در حد و اندازه‌ ذائقه‌های جهانی با معیارهای بومی ایفای نقش نماید.

باید اخبار و اطلاعاتی ساخته و پرداخته شود كه كودكان امروز و فردای ما به جای باور كردن عروسكهای كارخانه عروسك‌سازی، دنیای خنده‌شان را از رسانه رادیو تلویزیون مزه مزه كنند. به عبارت دیگر، دیگر نمی‌توان مانند گذشته براساس ادبیات رسانه‌ای، گوناگونی مطبوعات و گسترش انتشار نشریات متنوع و متفاوت را توسعه فرهنگی در هر جامعه‌ای دانست و تصور كرد  توسعه‌ی فرهنگی (در معنای موسع آن)  دربرگیرنده‌ی گشایش و گسترش گفت‌و‌گو‌های فلسفی و فرهنگی و ادبی و هنری است و چشم امید به رشد خودآگاهی جمعی، و زمینه‌ساز توسعه‌ی سیاسی و اقتصادی و شتاب‌بخشِ پیشرفت دانش‌های گوناگون داشت زیرا گام‌نهادن در صحنه رقابت ناخواسته رسانه‌ای، با ابررسانه‌ دیداری و شنیداری نیازمند سینه‌ای فراخ و با تجهیز عده‌ای فرهیخته است تا بتوان در كاركرد رسانه‌ای سیستم برای شناسایی دشمنان بالقوه و ارائه الگوهای معیار سرافراز از میدان به در آمد. رسانه‌های گروهی كارآمد، رسانه‌هایی هستند كه در ابعاد جهانی و محلی، بخش عمده‌ای از فضاهای شهروندان را به خود اختصاص می‌دهند و می‌توانند با ارائه مناسبترین اخبار در بهترین زمانها (وقتهای طلایی) به‌عنوان رکنی اساسی در کنار سایر اركان و قوای موجود در هر سیستمی ایفای نقش كنند.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 13:12  توسط مصطفی ملکی  |